رفتن به مهد کودک
امروز من و پسرم راهی مهد شدیم /
دیروز من و مامانی به همراه هیراد برای ثبت نام رفتیم و من به اتاق شیر خواره ها رفتم و در مسیر برگشت کلی فکر کردم و تصمیم گرفتم که مهد نذارم و یا قیدکار کردن رو بزنم روحیه ام به شدت خراب شده بود وقتی برگشتیم با کار خونه خودم رو مشغول کردم تا فکر و خیال نکنم و کلی خسته شدم و شب هم مهمونی بودیم و ساعت یک نیمه شب برگشتیم اخه تولد زن دایی هنگامه بود خلاصه امروز به سختی ساعت 7 بیدار شدم و راهی مهد شدیم دو ساعتی اونجا بودم و انگار کمی با محیط اشنا شدم و روحیه ام از دیروز بهتر شده بود مربی هیراد رو برد و قرار شد اگه گریه کرد من ارومش کنم ولی ساعت 10 لباس پوشیده بمن تحویلش دادن و گفتن پسر خوبی بوده و برای امروزش کافیه تا فردا که دوباره ببرمش /
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رفتن به مهد کودک
